دنبال کننده ها

۴ مهر ۱۴۰۵

انقلاب کردیم که تریاک بکشیم

هنگامه انقلاب بود ، کاخ و ایوان و‌نطام پادشاهی فرو‌ریخته بود ، زمانه حیرت و حسرت و امید و هراس و نومیدی بود
از تبریز میآمدم تهران، رسیدم کرج ، گرسنه ام شده بود .
دنبال رستورانی میگشتم ، سر چهار راه اصلی شهر چادری بپا کرده بودند کباب میفروختند ، عطر کباب در سرتاسر خیابان پیچیده بود
ایستادم ، یکی دو سیخ کباب سفارش دادم و به انتظار ایستادم تا غذایم آماده بشود
ناگهان چشمم به داخل چادر افتاد ، دیدم پنج شش نفر دور منقلی نشسته و تریاک میکشند ! درست وسط چهار راه!
ترسیدم ، به بارو گفتم : آقا ! تریاک کشی آنهم وسط چهار راه ؟
گفت : ای آقا! پس ما برای چه انقلاب کرده آبم ؟ انقلاب کردیم که آزاد باشیم دیگه !
May be an image of briar
See insights and ads
31
4
4

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر