
چون نخستین جرقههای خیزش اعتراضی کنونی در بازار زده شده است، نگاهی میاندازیم به نقش بازار در شورشهای اعتراضی از مشروطیت تاکنون.
در تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران «بازار» و بازاریان نقش مهم و برجستهای در شعلهور شدن بسیاری از خیزشها، اعتراضها و انقلابها ایفا کردهاند.
این نقش را میتوان از نظر درگیری عملی از طریق اعتصابات و تعطیلی بازارها و همپیمانی با گروههای اجتماعی دیگر بررسی کرد.
بازار سنتی ایران همواره سه ویژگی کلیدی داشته است:
اول: قدرت اقتصادی (شامل شبکه توزیع؛ سرمایه و نقدینگی)
دوم: انسجام صنفی و شبکهای (مثل اتحادیهها و اعتماد درونگروهی)
سوم: پیوند با نهاد دین (یعنی پیوند با روحانیت؛ مساجد؛ حسینیهها و هیئتها)
به همین سبب؛ هم در انقلاب مشروطیت؛ هم در نهضت ملی شدن صنایع نفت ایران و هم در انقلاب شوم اسلامی، بازار یکی از بازیگران تعیینکننده بود.
بازار اما پس از انقلاب ۱۳۵۷ دچار تغییرات عمدهای شد.
نخست اینکه بازار دیگر یک نهاد یکپارچه نیست.
یک بخش آن بخش سنتی مستقل است که شامل کسبه خردهپا و مغازهدارهاست.
بخش دیگر بخش رانتی و شبهدولتی است که واردکنندگان بزرگ؛ از جمله پیمانکاران و بازرگانان مرتبط با نهادهای قدرت را شامل میشود.
این بخش عموماً از وضع موجود سهم کلان میبرد و انگیزهای برای هیچگونه کنش اعتراضی ندارد.
فشارهای امنیتی؛ مالیاتهای هدفمند؛ وابستگی به ارز دولتی و نیاز به مجوزهای حکومتی سبب شده است بازار کمتر بتواند مانند گذشته کنش سیاسی مستقل پایدار داشته باشد.
بازار امروز بیش از آنکه سیاسی باشد، معترض اقتصادی است که علت آن هم تورم مهارگسیخته و کاهش قدرت خرید مردم؛ نوسان قیمت ارز و رکود اقتصادی است.
بازار در ایران نه ذاتاً انقلابی است و نه حامی قدرت. یک بازیگر عقلانی محافظهکار است که با سه معیار تصمیم میگیرد: برای او ثبات سیاسی و امنیت سرمایه و گردش پول دارای اهمیت اساسی است.
به همین دلیل در انقلاب ۵۷ دیر وارد معرکه شد؛ در سال ۸۸ کلاً کنار کشید و نقشی نداشت؛ و در خیزشهای سال ۹۶ و سال ۹۸ بهکلی غایب بود.
در خیزش اخیر؛ بازار در وضعیت میانی ناپایدار قرار دارد، یعنی هنوز اعتصاب سرتاسری طولانی نکرده؛ اعلام موضع سیاسی آشکار نکرده و رهبری یا سازماندهی اعتراضها را بر دوش ندارد.
آنچه بازار کرده تعطیلیهای مقطعی و منطقهای و همدلی با معترضین بدون صدور هیچگونه بیانیهای است.
بازار امروز بر خلاف گذشته دیگر ساختاری یکپارچه نیست. بخش بزرگی از آن به واردات رانتی؛ ارز دولتی؛ و نهادهای شبهدولتی گره خورده، لاجرم طبقه بازاری مستقل کوچکتر شده و توان اعتصاب سرتاسری ندارد.
بازار نه پیشرو است نه دنبالهرو بلکه هنوز محافظهکارترین بازیگر است.
گیلهمرد (حسن رجبنژاد