دنبال کننده ها

۱۴ آبان ۱۴۰۵

چطور شد این جایزه ما؟
آقا! ما چند روزی مثل ماژلان و‌مارکو‌پولو و کریستف کلمپ توی دریاها ویلان ‌و سرگردان بودیم، مدام می ترسیدیم نکند دزدان‌دریایی از راه برسند پوستین کهنه ای را که از بابا بزرگ خدا بیامرزمان بما ارث‌رسیده است بردارند ببرند سومالی!
در این حیص و بیص نگران جایزه نوبل هم بودیم ، شبانه روز چشم مان به این تلویزیون لعنتی بود که ببینیم اسم آقای محمود دولت آبادی را بعنوان برنده جایزه نوبل امسال اعلام میکنند یا نه ؟ یکوقت دیدیم ای داد ‌وبیداد یک نویسنده کانادایی بنام( آنه کارسن Anne Carson)جایزه را گرفته طفلک محمود خان‌ما همچنان ناکام مانده است
راستش میخواستیم شکایتنامه یا عرضحالی به کمیته اعطای جایزه نوبل بنویسیم بگوییم حالا که جایزه صلح نوبل را به خانمNavi Pillay داده اید چه میشد اگر حایزه ادبی اش را هم به شخص شخیص خود ما میدادید که نه سیخ بسوزد نه کباب ؟ مگر ما چه چیزمان از آقای گارسیا مارکز کمتر است ؟!
اصلا آقا ! دنیای ما دنیای بی عدالتی هاست ، دنیای عدل ‌و داد نیست
اگر آن یک‌میلیون و‌دویست هزار دلار جایزه ادبی نوبل را بما میدادند هم قرض و قروضی را که به بانک‌ها بدهکاریم صاف و صوف میکردیم ، هم پولی را که به ممد آقا و عبدالله شر خر های ینگه دنیایی قرض گرفته ایم کارسازی میفرمودیم ، مابقی اش را هم بر میداشتیم میرفتیم زیارت بارگاه ملکوتی حضرت سید الشهدا ، میشدیم «کبلایی گیله مرد»
حیف که جهان سرشار از بیعدالتی هاست
No photo description available.
See insights and ads
24
3
2
عذاب الهی
من از ازدحام شهر گریخته به جنگل پناه برده ام
آمده ام در میان جنگلی از درختان کاج و بلوط سر پناهی خریده ام تا از های و هوی شهر بگریزم
وقتی به شهرهایی چون سانفرانسیسکو و لس آنجلس سفر میکنم با دیدن آن هیاهوی ماشین ها و آدم ها از خودم می پرسم این آدمیان آیا نام چنین جان کندنی را «زندگی » میگذارند ؟
من اینجا با گله آهوان خوشم و از رژه بامدادی هر روزه بوقلمون های وحشی کیف میکنم
اما اینکه میگویند « هر جا گلی است خاری هم با اوست» در باره زندگی ما مصداق پیدا کرده است
اینجا پرنده خوشرنگ زیبایی است که به زبان فرنگیان «Woodpecker» نام دارد . یعنی دارکوب خودمان!
این آقای دارکوب هر روز سه چهار بار حال و احوالی از ما می پرسد و آرامش زندگی مان را در هم میشکند . بدین معنا که روزی چند بار سراغ ما یا همسایه مان میآید شروع میکند به نوک زدن به سقف و دیوار خانه و چنان ترق تروقی راه می اندازد که گویی فولاد کوبند آهنگران!( بهنگام بیماری درست مثل این است که پتک به گیجگاهم میکوبند )
پرسشم این است : آیا ما به عذاب الهی اینجهانی ! گرفتار آمده ایم؟( ما که نمازمان را بموقع خوانده ایم، روزه مان را به موقع گرفته ایم، عرق مان را به موقع نوشیده ایم، حضرت باریتعالی و ابوابجمعی چهارده معصوم اش را هم به تخم چپ آقای رستم دستان حساب نکرده ایم چرا باید گرفتار عذاب اینجهانی بشویم ؟)
و آیا شما رفیقان و‌دوستان راه حلی برای رهایی مان از شر جناب دارکوب می شناسید ؟
May be an image of woodpecker
See insights and ads
51
9
3