دنبال کننده ها

۴ مهر ۱۴۰۵

کتاب هایم کجاست

( با یاد رفیقم مسعود سپند)
زنگ زده بود که : حسن جان! خانه ای؟
گفتیم : بعله!
گفتند : شب می‌آیم دیدن تان
گفتیم : شام هم لابد میخواهید؟
گفتند : اینکه پرسیدن ندارد. دارد؟
به همسرمان گفتیم : فلانی شب می‌آید اینجا پیش ما ؛ شامی چیزی داری یا ببریمش رستوران؟
گفتند : نه آقا! رستوران چرا؟ یک چیزی درست میکنیم میخوریم دیگر؛ ما که با آقای شاعر باشی تعارف و رو در بایستی نداریم...
موقع شام که شد دیدیم ماهی پلو درست کرده است با باقلا قاتوق. (حالا باقلا قاتوقی که یک بانوی شیرازی درست کند راستی راستی باقلا قاتوق است یا شوربای حضرت زین العابدین بیمار داستانی است که باید بطور خصوصی به عرض مبارک تان برسانیم)
باری. این آقای شاعر باشی پس از تناول شام و نوشیدن چند فقره چای کهنه جوش تازه دم دبش ؛ سلانه سلانه رفتند توی کتابخانه ما ن و چند دقیقه ای کتاب ها را تماشاکردند ، آه جانسوزی کشیدند رو کردند به همسرمان گفتند : میدانی خانم! نیمی از این کتاب‌ها مال من است! این شوهر جانت هر وقت گذارش به خانه مان افتاده است آمده است این کتاب‌ها را از ما قرض گرفته است دیگر پس نداده است!
ما البته بروی مبارک خودمان نیاوردیم لبخندی زدیم خواستیم قضیه را یک جوری ماستمالی بفرماییم. گفتیم مهمان است احترام مهمان هم واجب. میخواستیم بگوییم آخر جناب شاعر باشی ! مگر هر آنچه در بغداد است مال خلیفه است ؟کتابهای شما چه بدرد من میخورد ؟ مگر من شاعرم ؟
مگر نشنیده ای که از قدیم گفته اند
شاعر و رمال و مرغ خانگی
هر سه تا جان میدهند از گشنگی ؟
دست کردم توی قفسه کتاب‌ها یک کتاب کت و کلفتی را بیرون کشیدم دادم دستش و گفتم :
یعنی جنابعالی میفرمایید چنین کتاب گرانبهای نایاب گرانقدری را ما از شما کش رفته ایم؟ حیف آن ماهی قزل آلا و آن باقلا قاتوق شیرازی که ما بشما دادیم!
آقای شاعر باشی کتاب را گرفت ورقی زد داد دست مان و گفت :این کتاب نه! اما نیمی از کتاب های این کتابخانه را ازمن گرفته ای!
آقا! چشم تان روز بد نبیند ؛ ما که تازه دور بر داشته می‌خواستیم به دستان بریده حرضت ابر فرض قسم بخوریم که ما اهل کتابخواری و اینجور بی ناموسی ها و این حرف ها نیستیم چشم مان افتاد به صفحه نخست همان کتابی که دست مان بود
دیدیم با خط قرمز نوشته است
کتابخانه مسعود سپند!
حالا این کتاب از کجا آمده بود توی کتابخانه ما جا خوش کرده بود خدای ارحم الراحمین و قاصم الجبارین می‌داند
اصلا آقا! نمیدانم شما قرآن مجید را تلاوت فرموده اید یا نه ؟
در همین قرآن مجید حضرت باریتعالی به کل شاعران جهان لعنت و نفرین فرستاده است و امر فرموده است همه شان را باید ریخت توی دریا ! البته آیه و سوره اش حالا یادمان نیست.
جناب جلالت مآب حضرت هلاکوخان مغول هم وقتی بغداد را به تصرف در آورد و خلیفه مسلمین را نمد پیچ کرد امر فرمود همه شاعران و مطربان و نمیدانم علما و روضه خوانها را بریزند توی دجله و فرمود اینها نعمات خدا راحرام می‌کنند !
حالا اگر یک آدم مومن مسلمانی مثل آقای گیله مرد بیاید چهار تا کتاب از کتابخانه یکی از این شاعران کذاب مهدور الدم کش برود آیا معصیتی، گناهی، جرمی مرتکب شده؟ نه والله، نه به دستان بریده حضرت ابر فرض
در جهان هر کس که دارد نان مفت
می تواند شعرهای خوب گفت
See less
No photo description available.
See insights and ads
61
14
1

مردی که چهار بار رییس جمهور شد

در تاریخ سیاسی آمریکا، نام فرانکلین دلانو روزولت جایگاه ویژه‌ای دارد؛ زیرا او تنها رئیس‌جمهوری در تاریخ آمریکا بود که بیش از دو بار به ریاست‌جمهوری برگزیده شد.
روزولت در سال ۱۹۳۲، در اوج «رکود بزرگ اقتصادی»، برای نخستین بار به ریاست‌جمهوری رسید. آمریکا با بیکاری گسترده، ورشکستگی بانک‌ها و بحران اقتصادی عمیقی روبه‌رو بود. او با برنامه‌ای که بعدها «نیو دیلNew Deal » یا «برنامه نو» نام گرفت، مجموعه‌ای از اصلاحات اقتصادی و اجتماعی را اجرا کرد و در سال ۱۹۳۶ نیز با اختلاف قابل توجه دوباره پیروز شد.
اما در آن زمان، قانون اساسی آمریکا رئیس‌جمهور را به دو دوره محدود نمی‌کرد. محدودیت دو دوره‌ای بیشتر یک سنت سیاسی بود که از زمان جورج واشنگتن شکل گرفته بود.
در سال ۱۹۴۰، روزولت برای سومین بار نامزد شد. این تصمیم در شرایطی بسیار حساس گرفته شد؛ جنگ جهانی دوم در اروپا آغاز شده بود و بسیاری از آمریکایی‌ها نگران آینده کشور بودند. روزولت استدلال می‌کرد که در چنین شرایطی، تجربه و تداوم رهبری اهمیت دارد. او در انتخابات پیروز شد و برای سومین دوره به کاخ سفید رفت.
در سال ۱۹۴۴ نیز، در حالی که جنگ جهانی دوم همچنان ادامه داشت، برای چهارمین بار نامزد شد و به پیروزی رسید ؛ البته وضعیت جسمانی او در آن زمان بسیار نامساعد بود و کمتر از سه ماه پس از آغاز دوره چهارم، در ۱۲ آوریل ۱۹۴۵ درگذشت.
پس از مرگ روزولت، بحث درباره اینکه آیا یک رئیس‌جمهور باید بتواند برای همیشه در قدرت باقی بماند یا نه، جدی‌تر شد. کنگره در سال ۱۹۴۷ متمم بیست‌ودوم قانون اساسی را پیشنهاد کرد و این متمم در سال ۱۹۵۱ به تصویب رسید.
از آن پس، طبق متمم بیست‌ودوم، هیچ فردی نمی‌تواند بیش از دو بار به ریاست‌جمهوری آمریکا انتخاب شود.
بنابراین، روزولت به این دلیل توانست چهار بار انتخاب شود که در زمان او هنوز محدودیت قانونی دو دوره‌ای وجود نداشت.
چهار دوره ریاست‌جمهوری روزولت بعدها به یکی از مهم‌ترین بحث ها درباره تعادل میان «تجربه و تداوم رهبری» از یک سو و «محدود کردن قدرت سیاسی» از سوی دیگر در تاریخ آمریکا تبدیل شد
آقای ترامپ میکوشد بلکه بتواند برای سومین بار نامزد ریاست جمهوری بشود اما با دیوار بلندی بنام « قانون» روبروست
آیا او‌ این دیوار را ویران خواهد کرد ؟ باید نشست ‌‌و منتظر انتخابات بعدی ماند
No photo description available.
See insights and ads
17
3
3