دنبال کننده ها

۱۴ آبان ۱۴۰۵

 
Shared with Public
Public
در میدان مین
برای رفیقی چنین نوشتم :
انگار جامعه ما به سرطانی بد خیم مبتلا شده است( شاید هم از دیرباز گرفتار این بیماری بوده است ما نمیدانسته ایم)
روزی روزگاری کانون نویسندگان ایران ارزش و اعتباری اسطوره ای داشت، امروز اما کانون عرصه یکه تازی های کسی است که هیچ کلامی بدون دشنام های چارواداری از دهانش بیرون نمیآید
حرمت قلم و حرمت انسان به آرزوهای دور و دراز بدل شده و هیچ سخنی را اعتباری نیست
کار بجایی رسیده است که آدمی وقتی میخواهد دو کلام بنویسد باید چهار سویش را بپاید مبادا خشمی بر انگیزد یا آماج تهمت و دشنام شود
ما در میدان مین راه میرویم و بر لبه تیغ گام می نهیم لاجرم باید هر لحظه و هر دم چشم براه انفجاری یا فروافتادن در گردابی باشیم
بگمانم اینها همه حاصل آن است که ما قرن هاست انسان جهان سومی باقی مانده ایم . با همه مختصات و مشخصاتش.
May be an illustration
See insights and ads
38
1
1
 
Shared with Public
Public
مردی که جیب هایش ته نداشت
در اواسط سلطنت رضا شاه مقرر شد تنها آن روحانیونی لباس آخوندی بپوشند که از طرف مراجع بزرگ مذهبی تایید شده باشند ،
سید جواد ظهیر الاسلام داماد مظفر الدین شاه که به تولیت موقوفات سپهسالار بر گزیده شده بود نامه ای نوشت و ازچند تن از روحانیون خواست که استشهاد او را امضا کنند و گواهی بدهند که او روحانی است .
بسیاری از روحانیون درخواست او را اجابت کرده و استشهاد او را چشم بسته امضا کردند اما یک روحانی بنام حاج میرزا مسیح طالقانی در جواب او چنین نوشت :
بسم الله الرحمن الرحیم. سید جواد اگر درس بخواند البته طلبه است ! والسلام
این آقای ظهیر الاسلام که بعدها به سید جواد امامی معروف شدفرزند سید زین العابدین امام جمعه بود و دختر ناصرالدین شاه « ضیا السلطنه» مادر او بود
در دوره مظفر الدینشاه قاجار بهنگام قحطی گسترده در کشور سید جواد ظهیرالاسلام یکی از افرادی بود که با احتکار گندم و گران فروشی به قحطی و کمبود آن در کشور دامن می‌زد
او از آن ملایان نابکاری بود که از یاران شیخ فضل الله نوری و از مخالفان مشروطه بود . بعد ها دختر مظفر الدینشاه را به همسری گرفت و داماد شاه شد و در اولین دوره مجلس سنا بعنوان سناتور انتصابی منصوب شد
جیب هایش هم ته نداشت
No photo description available.
See insights and ads
19
2
1