چطور شد این جایزه ما؟
آقا! ما چند روزی مثل ماژلان ومارکوپولو و کریستف کلمپ توی دریاها ویلان و سرگردان بودیم، مدام می ترسیدیم نکند دزداندریایی از راه برسند پوستین کهنه ای را که از بابا بزرگ خدا بیامرزمان بما ارثرسیده است بردارند ببرند سومالی!
در این حیص و بیص نگران جایزه نوبل هم بودیم ، شبانه روز چشم مان به این تلویزیون لعنتی بود که ببینیم اسم آقای محمود دولت آبادی را بعنوان برنده جایزه نوبل امسال اعلام میکنند یا نه ؟ یکوقت دیدیم ای داد وبیداد یک نویسنده کانادایی بنام( آنه کارسن Anne Carson)جایزه را گرفته طفلک محمود خانما همچنان ناکام مانده است
راستش میخواستیم شکایتنامه یا عرضحالی به کمیته اعطای جایزه نوبل بنویسیم بگوییم حالا که جایزه صلح نوبل را به خانمNavi Pillay داده اید چه میشد اگر حایزه ادبی اش را هم به شخص شخیص خود ما میدادید که نه سیخ بسوزد نه کباب ؟ مگر ما چه چیزمان از آقای گارسیا مارکز کمتر است ؟!
اصلا آقا ! دنیای ما دنیای بی عدالتی هاست ، دنیای عدل و داد نیست
اگر آن یکمیلیون ودویست هزار دلار جایزه ادبی نوبل را بما میدادند هم قرض و قروضی را که به بانکها بدهکاریم صاف و صوف میکردیم ، هم پولی را که به ممد آقا و عبدالله شر خر های ینگه دنیایی قرض گرفته ایم کارسازی میفرمودیم ، مابقی اش را هم بر میداشتیم میرفتیم زیارت بارگاه ملکوتی حضرت سید الشهدا ، میشدیم «کبلایی گیله مرد»
حیف که جهان سرشار از بیعدالتی هاست

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر