دنبال کننده ها

۲۳ مرداد ۱۴۰۵

بر آینه ریدی

این ګروهی که نو رسیدستند
عشوه ی جا و‌ زر خریدستند
سر باغ و دل زمین دارند
کی سر عقل و شرع و دین دارند؟
ماهرویان تیره هوشانند
جاهجویان دین فروشانند
همه از جهد و جود پرهیزند
همه از علم و حلم بگریزند
همه از راه صدق بی خبرند
آدمی صورت اند لیک خرند
همه دیوان آدمی رویند
همه غولان بیرهی پویند
داده فتوا به خون اهل زمین
از سر جهل و حرص و از سر کین
همه بسیار گوی کم دانند
همه چون غول در بیابانند
مال ایتام داشته به حلال
خورده اموال بیوه و اطفال
پس دیوار کعبه خر گایند
ور دهی تیز ، غسل فرمایند
همه در علم ، سامری وارند
از برون موسی از درون مارند
همه رشوت خورند و قاعده گر
زیر بارند و خوار همچون خر
سر و ریش ار در آینه دیدی
رو ! که بر روی آینه ریدی
« سنایی غزنوی»
پی نوشت :
سنایی غزنوی هشتصد سال پیش میزیست اما شعر او تصویر گر مار خوار اهرمن چهرگان و جاهجویان دین فروشانی است که اکنون بر میهن ما سیطره یافته اند :
مردمانی که بقول سنایی «همه دیوان آدمی رویند »
May be a doodle
See insights and ads
36
4
2

۲۱ مرداد ۱۴۰۵

الله وردی

آقای لویی چهاردهم از پنج سالگی بر تخت پادشاهی نشست و بیاری خداوند تبارک و تعالی هفتاد و دو سال و صد ‌‌و ده روز با اقتدار تمام پادشاهی کرد .
لوئی چهاردهم فعالیت‌های دینی کلیسای کاتولیک را توسعه داد و با الغای فرمان « نانت »به اقلیت پروتستان آن کشور فرمان داد یا به آیین کلیسای کاتولیک گردن بگذارند یا اینکه خاک فرانسه را ترک کنند !
لویی چهاردهم وقتی به دنیا آمد نامش را « دیودونه» گذاشتند که به زبان شیرین فارسی میشود خداداد ! همان که ترک ها میگویند الله وردی.
علت اینکه چنین نامی را بر چنان شاهزاده ای گذاشتند این بود که گویا فرانسویان باور نمیکردند لویی سیزدهم توانسته باشد در آن بلبشو بازار شورش ها و سنگر بندی ها و بزن بزن های موسمی ! وظایف پدری خود را بدون یاری « پروردگار» انجام داده باشد
چطور است ما هم نام آقای حنا بسته مو‌ را بگذاریم الله وردی؟!

بوس مده

ملک الشعرای بهار خطاب به محمد علیشاه قاجار که سالدات های روسی را برای سرکوبی مشروطه خواهان به داخل کشور دعوت کرده ‌‌و از قشون روس یاری می خواست این قطعه را سروده است :
پادشاها نصیحتم بشنو
مملکت را به دست روس مده
نوعروسی است ملک وتو داماد
به کسی دست نوعروس مده
روس اهریمنی است خونخواره
به کف اهرمن دبوس مده
تا تقاضای دیگری نکند
به نخستش مخوان و بوس مده
کاشکی یکی پیدا میشد این شعر را برای رهبران حکومت ملاها میخواند بلکه از آویختن به دامان روس منحوس دست باز دارند و ایرانه خانم زیبای ما ، یا بقول حافظ این« نگین عزیز » را به دست اهرمنان نسپارند :
به صبر کوش تو‌ای دل که حق رضا ندهد
چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی
**دبوس= گرز - چماق
No photo description available.
See insights and ads
18
1
3

انقلاب مشروطیت صد و بیست ساله شد

انقلاب مشروطیت صد ‌‌و بیست ساله شد
در گفتگو با شبکه جهانی تلویزیون ملی پارس
deldar 07 31 26 FRI 3

داستان راه آهن

در گفتگو با شبکه جهانی تلویزیون ملی پارس
گپ خودمونی با ستار دلدار

۱۹ مرداد ۱۴۰۵

بیمه ابلفضل

ما سال هاست هم با آقای باریتعالی و هم با آقای ملک الموت قهریم!
البته جناب ملک الموت گاهگاهی میآید چشم غره ای میرود ، چنگ ‌‌و دندانی نشان میدهد ، کمی ما را می تکاند اما جرات ندارد ما را با خودش ببرد
بگمانم از هیئت و هیبت گیله مردانه ما می ترسد!شاید هم از سبیل های استالینی مان !
آقای باریتعالی هم ما را رها کرده میگوید : این یارو دیوانه است ، نه به درد بهشت میخورد نه به درد جهنم! پس بهتر است همانجا رهایش کنم برود برای خودش بچرد جفتک بزند !
از همه اینها که بگذریم ما بیمه ابرفرض داریم !
بیمه ابرفرض همان است که روی بدنه اتوبوس هایی که چپه شده بودند نوشته شده بود : بیمه ابوالفضل !
شاعر هم میفرماید :
از درد مفاصل ار شدی دیوانه
بشنو سخنی ز مشفقی فرزانه
بشتاب پسر به اولین میخانه
گور پدر پزشک و داروخانه !