دنبال کننده ها

۶ شهریور ۱۴۰۵

خواب گران

ناصر خسرو میفرماید :
ز دانا مویی ارزد بر جهانی
نیرزد صد سر نادان به نانی
در کتاب قصص العلما- نوشته میرزا محمد تنکابنی - میخوانیم :
« سید محمد مجاهد ریاست عامه فرقه ناجیه امامیه را داشت.
این بزرگوار ! روزی در حوض مسجد شاه قزوین وضو ساخت
مومنان با خبر شدند، هزار هزار به مسجد شاه هجوم بردند و به طرفه العینی آب حوض را برای تیمن و تبرک و استسقا! بردند کما اینکه حوض بکلی خالی شد ! »
( و این سید محمد مجاهد همان مجتهدی است که همراه میر فتاح تبریزی در زمان فتحعلیشاه فتوای جهاد علیه روسیه تزاری را داد و باعث شد با شکست ایران و انعقاد عهدنامه ترکمنچای ، سی هزار کیلومتر مربع از خاک ایران به تصرف روسیه در آید )
بیجهت نیست که مولانا نهیب میزند ‌که :
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانکه بد مرگی است این خواب گران
طرح از: داریوش راد پور
May be pop art of overcoat
See insights and ads
8
1
1

کار شماست

در زمان اشغال فرانسه ، پیکاسو یک نمایشگاه نقاشی بر پا کرده بود.
یک افسر نازی به تماشای نمایشگاه می‌رود ، جلوی تابلویی می ایستد و در آن جلوه هایی از خشونت مدرن می بیند .
از نقاش می پرسد : این کار شماست؟
نقاش می‌گوید : نه! کار شماست !
ما میخواستیم خدمت مخدوم اعظم اعدل، سلطان الوزرا فی العالم ، رشید الحق و الدنیا و والدین ، عماد الاسلام والمسلمین ، جناب آقای امام نامریی و توابع ! عرض کنیم که این عصیان و خشونت و نفرت و دین گریزی و خشمی که در سرتاسر وطن مان موج میزند کار ابوی شماست.
باش تا صبح دولتش بدمد .

۴ شهریور ۱۴۰۵

میلیاردرها مالیات نمیدهند

آقای برنی سندرز سناتور دموکرات امریکایی میگوید:
اگر از ۹۳۸ میلیاردر امریکایی تنها پنج درصد مالیات بگیریم می توانیم در مدت ده سال در آمدی معادل ۴٫۴ تریلیون دلار داشته باشیم !
او میگوید با این پول می توانیم به هر خانوار چهار نفره امریکایی دوازده هزار دلار پرداخت کرده ، حقوق معلمان را افزایش بدهیم و برای همه شهروندان امریکایی بیمه رایگان فراهم کنیم
این سناتور امریکایی در مارس ۲۰۲۶ طرحی به نام
“ Make Billionaires Pay Their Fair Share Act”
معرفی کرده بود که پیشنهاد می‌کرد از ثروت ۹۳۸ میلیاردر آمریکایی سالانه ۵ درصد« مالیات بر ثروت » گرفته شود.
حیف که سن و سالی از آقای سندرز گذشته و مرزهای هشتاد سالگی را پشت سر گذاشته است و گرنه همان میلیاردرها و ترامپیست ها و جوجه نئوکان ها یک پرونده ای برایش درست میکردند که مرغان هوا به حالش گریه کنند! از جمله اینکه مدعی میشدند او علاوه بر اینکه با فیدل کاسترو و انور خوجه و مارشال تیتو‌ و آقای کون چون تانک پالوده میل می فرموده بلکه با جنیفر لورنس و جنیفر اتکینسن و جنیفر لوپز و چندتا جنیفر و الیزابت و مارگریت دیگر سر ‌و سری داشته و از آن کارهای بی ناموسی میکرده است !
صد البته آزادیخواهان وطنی ! هم برای شان هورامیکشیدند و سندرز را بعنوان « مرتیکه پدر سوخته کمونیست محور مقاومتی طرفدار حکومت اسلامی » فحش باران میکردند هفت پشت اش را در گور میلرزانیدند
No photo description available.
See insights and ads
12
1
2

۳ شهریور ۱۴۰۵

عسل میل میفرمایید ؟

عسل میل میفرمایید ؟
حدود چهل سال پیش وقتی تازه آمده بودم امریکا، دنبال کسب و‌کاری بودم بلکه لقمه نانی فراهم بشود که این شکم بی هنر پیچ پیچ شوخی سرش نمیشود
نخستین نصیحتی که از بزرگان اهل تمیز شنیدم این بود که : آقا جان ! یادت باشد هرگزبا هندی ها و چینی ها بیزنس نکنی!
می پرسیدم چرا؟
میگفتند مگر شعر نظامی گنجوی را نخوانده ای که میگوید
زچینی بجز چین ابرو مخواه
ندارند پیمان مردم نگاه ؟
هندی ها هم خدای حقه بازی و‌دغلکاری و ‌دروغگویی اند .
در باره ایرانی ها هم میگفتند اگر میخواهی با ایرانی ها بیزنس کنی باید‌خیلی مراقب باشی سرت کلاه نرود !
بعد ها فهمیدم در باره هندی ها و چینی ها پر بیراه نمیگویند اما در مورد ایرانی ها ؟ ( مگر از جانم سیر شده ام بخواهم در باره ملتی که «هنر نزد آنان است و بس » حرفی و کلامی بگویم ؟ همه مان الحمدالله ابوذر غفاری به زهد و ابوحنیفه به علم هستیم! )
باری ! روزگاری گذشت و مااینجا حوالی سانفرانسیسکو صاحب یک سوپر مارکت شدیم
یک عالمه عسل محلی میفروختیم که هرکدام شان رنگی و عطری و خاصیتی داشتند
یک روز یک آقای ایرانی آمد توی فروشگاه مان ضمن احوالپرسی و قربان صدقه رفتن های متداوله پرسید: شما اینجا عسل محلی دارید؟
قفسه عسل ها را نشانش دادیم رفتیم دنبال کارمان.
آقای مربوطه نیم ساعتی توی فروشگاه ماند و بدون آنکه چیزی بخرد بی خداحافظی رفت
شبش که داشتم نوارهای ویدیویی فروشگاه را بازبینی میکردم دیدم آقای مربوطه طی نیم ساعتی که آنجا بوده آمده سرپوش بیست سی تا شیشه عسل را بر داشته، با انگشت کوچیکه اش همه عسل ها را مزه مزه کرده ، بدون اینکه چیزی بخرد راهش را کشیده و رفته است
ما هم مجبورشدیم همه عسل ها را از قفسه بیرون بیاوریم و دویست سیصد دلاری خراب بشویم
عسل ها دیگر قابل استفاده نبودند چون علاوه بر سرپوش فلزی ، یک سرپوش دیگری دارند که به آن « seal» میگویند
اگر این سرپوش دومی بر داشته شده باشد بر اساس قوانین امریکا آن محصول نباید فروخته شود
ما چاره ای نداشتیم مگر اینکه عسل ها را به زباله دانی بریزیم
این را هم بگویم به دشمنانم اضافه کنم :
دوستی که در لس آنجلس رستوران شیک بسیار معروفی را می چرخاند تعریف میکرد یک روز یک خانم آقای ایرانی آمدند رستوران ما ، خانمه از یکی از همکاران مان پرسید : شمااینجا رستوران خوب سراغ ندارید ؟
اینکه میگویند «هنر نزد ایرانیان است و بس » خیال میکنید شوخی است ؟
May be an image of medicine and text that says 'Honey From Sourwood FromSourwoodTrees Trees Sourwvod Sweetwater Creek Honey Farm, LLC Douglasville, GA 30133 100% Pure Raw Honey NET WT. 32 oz. (907g)'
See insights and ads

تقلب


من دانشگاه تبریز درس خوانده ام
وقت امتحان ، همکلاسی هایم تقلب میکردند
یکی دو ساعت قبل از امتحان میآمدند توی کلاس می نشستند با مداد روی نیمکت تقلب شان را مینوشتند، اینها همان هایی بودند که بعد ها میبایست دبیر بشوند ، رییس فلان اداره بشوند ،مدیر کل بشوند ، جناب سروان بشوند ، کدخدای ساوجبلاغ سفلی بشوند !
من به آنها میگفتم : قارداش! حیف تان نیست ؟ اگر تکانی به خودتان بدهید همین درس را نیم ساعته یاد میگیرید
میگفتند : نه آقا ! تقلب کردن عینهو رفتن توی جالیز خیار کبلا مم تقی است
نمیدانی خیاری که از جالیز کبلا مم تقی دزدیده ای چه مزه ای دارد ؟
یک روز موقع امتحان چند دقیقه ای زودتر رفتم کلاس. دیدم آقایان گوش تا گوش نشسته اند سرگرم تقلب نویسی روی نیمکت ها هستند( معمولا دانشجویان دختر از این کارهای بی ناموسی نمیکردند! نمیدانم شاید راه و روش دیگری داشتند که من از آن خبر نداشتم)
ناگهان یکی از استادان که از زیر ‌‌و بم کار آقایان با خبر بود از راه رسید و گفت :
خانم ها آقایان ! لطفا تشریف ببرید سالن شماره چهار ! امروز امتحان آنجا انجام میشود !
نمیدانید چه کیفی کردم و نمیدانید چقدر دماغ آقایان سوخت