خانه وحوش
اینجا حول و حوش خانه مان جنگلی است که من گهگاه در ساعات نخستین بامدادی میآیم در سایه سار درختان کاج و بلوط اش قدم میزنم
توی جنگل چند تا درخت سیب و گلابی هم هست که ما هر سال سهمی از آنها میگیریم
امروز صبح زود پاشدم آمدم اینجا قدمی بزنم ، دیدم تابلویی اینجا و آنجا آویخته اند که اینجا محل زندگی حیوانات وحشی است
سه چهار تا عکس شیرو خرس و روباه را هم آنجا گذاشته اند آدم زهره ترک میشود
از یارو می پرسم : چه حیواناتی اینجا هستند؟
میگوید : شیر کوهی! خرس قهوه ای ، شغال و گراز وحشی! بعدش هم سفارش میکند آن بالا بالاها نروی ها !
ترس برم میدارد ، پیش از این من به عشق دیدن گله آهوان و بوقلمون های وحشی اینجا میآمدم ، حالا ترسم این است نکند مورد حمله شیرها و خرس ها قرار بگیرم و در روزنامه ها بنویسند آقای گیله مرد توسط شیر کوهی دریده و خورده شده است
آبرو ریزی است والله !

