دنبال کننده ها

۱۹ مرداد ۱۴۰۵

انجیر نمیخواهم

گیله مردی که ما باشیم در میان میوه های عالم انجیر و‌انگور را بسیار دوست میداریم لاجرم دوست نازنین مان در سانفرانسیسکو برای آنکه مرا به مهمانی خانه اش بکشاند رفته است یک عالمه انجیر از خانه پسرش چیده و عکس اش را برایم فرستاده ‌‌نوشته است: اگر نمیخواهی برای دیدن ما بیایی لااقل برای خوردن این انجیر های خوشمزه بیا !
در پاسخش چنین نوشتم :
حافظ میفرماید :
چو طفلان تا کی ای زاهد فریبی
به سیب بوستان و شهد و شیرم ؟
آقای گیله مرد (کدخدای ولایت الدورادو و توابع ) میفرماید :
چو طفلان تا کی ای خانم فریبی
به انجیر و‌انار و‌توت و سیبم ؟
مرا در خانه انجیر است بسیار
به مهمانی نمیآیم که سیرم
مرا در سر هوای قیمه هم نیست
که میسازم به این نان و‌پنیرم
بگمانم همین امروز فرداست عکس یک فقره نیویورک استیک فرد اعلای آبدار را برایم بفرستد بگوید حالا که برای دیدن ما نمیآیی برای خوردن این نیویورک استیک بیا !
گمان نکنم بتوانم در برابر اینچنین دعوتی مقاومت بکنم !
می بینید این شکم بی هنر پیچ پیچ ما را به چه کارهایی وامیدارد و‌چطوری اراده آهنین ما را در هم می شکند ؟!
See less
May be an image of fig
See insights and ads
31
1

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر