دنبال کننده ها

۲۵ خرداد ۱۴۰۵

در قطار مراغه


نمیدانم چه سالی بود، هر چه بود هنوز مملکت ما مملکت امام زمانی نشده بود .
دوره سربازی ام را در مراغه میگذراندم ، در آن سرمای لوطی کش مراغه در پادگان رضا پاد .
وقتی دوره چهار ماهه آموزشی مان به پایان آمد در مراغه سوار تر ن شدیم بیاییم قزوین و از قزوین برویم ولایت مان .
یک عده بچه های بیست و چند ساله بودیم میخواستیم سری توی سرها در بیاوریم بشویم جناب آقای رییس یا جناب آقای دبیر دبیرستان شمس پهلوی یا اشرف پهلوی!
چنان برفی میبارید که چشم چشم را نمیدید .
سوار ترن شدیم راه افتادیم، قرار بود شش هفت ساعت دیگر برسیم قزوین
توی قطار آنقدر عرق و آبجو خورده بودیم که سر از دستار نمی شناختیم.
نیمه های شب رسیدیم جایی میان دو کوه! برف همچنان میبارید . نمیدانستیم کجای کره زمین ایستاده ایم ! خیال میکردیم به میانه رسیده ایم.
قطار ایستاد ، گفتیم لابد چند دقیقه ای میماند و بزودی راه می افتد
یک ساعت گذشت ، دو ساعت گذشت ، سه ساعت گذشت ، قطار همچنان ایستاده بود تکان نمی خورد ، بچه ها هر کدام سرخوش از باده ناب ، اینسو و آنسو پخش و پلا شده بودند .
پرسیدیم چرا قطار حرکت نمیکند ؟
گفتند به سبب بارش سنگین برف و ریزش کوه امکان حرکت قطار نیست .
دو شبانه روز در قطار ماندیم ، آذوقه مان تمام شده بود ، ترس ورمان داشته بود نکند از گرسنگی هلاک بشویم .
ناگهان سر و صدای مهیبی به گوش مان خورد ، دیدیم هلیکوپتر های غول پیکر ارتشی آمده اند برای مان آذوقه میریزند . نان سبوس و مربا و کره و کمپوت! فقط آبجو نیاورده بودند !
بگمانم بیست و چهار ساعت دیگر در میان دو کوه ماندیم نان سبوس سربازی خوردیم و خندیدیم و فردایش بسلامتی راهی قزوین شدیم.
آنوقت ها مملکت ما هنوز مملکت صاحب الزمانی نشده بود ، اگر امروز بود همه مان از گرسنگی و سرما تلف میشدیم و‌حکومت عزیز اسلامی تشییع جنازه مفصلی برای مان میگرفت و‌من هم میشدم شهیداسلام ستوان دوم وظیفه سید ابوالحسن گیله مرد شیخانی از نوادگان امام حسن مجتبی و یک سنگ قبری هم برایم میساختند به این بزرگی !
See insights and ads
64
4
3
گیله مرد پا برهنه
ابونصر بشر حافی مروزی قدس الله روحی العزیز ، هرگز پای افزار و کفش در پای نکرده است.
میگفت : زمین بساط حق سبحانه و تعالی است و من روا ندارم که بر بساط خدای تعالی با کفش و پای افزار روم .
و همه عمر پای برهنه رفته است و بدین سبب او را حافی لقب دادند( حافی یعنی پا برهنه)
«اسرار التوحید »
من هم هروقت به دشت و صحرا میروم دوست دارم با پای برهنه روی سبزه ها و چمن ها راه بروم
آدمی وقتی با پای برهنه روی سبزه ها راه میرود انگاری یک جورهایی با مادر زمین ارتباط پیدا میکند ، آدم حس میکند چقدر با طبیعت نزدیک است و چقدر طبیعت را دوست دارد
بنابراین بشما اختیار میدهم از امروز صدایم کنید گیله مرد حافی! یا به زبان خودمان گیله مرد پا برهنه !
May be an image of grass
See insights and ads
31
1
1
اوه مای گاد!
آقای تام استایر (Tom Steyer )میلیاردر امریکایی که از طریق ساختن زندان و زندانبانی میلیاردر شده است دویست میلیون دلار هزینه کرده است تا فرماندار کل کالیفرنیا بشود !
در این شش هفت ماه گذشته آنقدر شبانه روز تبلیغات انتخاباتی این عالیجناب را از رادیو ها و تلویزیون ها و یوتیوب و روزنامه هاو رسانه های مجازی توی حلق ما فرو میکردند که ما سرگیجه گرفته و دچار( Throwing up )شده بودیم
همین عالیجناب مبلغ سیصد و‌ده هزار دلار به خانم جین فاندا هنرپیشه معروف امریکایی داده است تا پای بیانیه ای در حمایت از ایشان امضا بگذارد ( به حضرت عباس اگر صد دلار بما میداد نه تنها خودمان بلکه پسر خاله ها و پسر عمه ها و عمو اوغلی ها و حتی عباس چرچیل را وا میداشتیم پای بیانیه ایشان امضا بگذارند و شهادت بدهند که در میان همه زندانبان های عالم این آقای تام استایر همتا ندارد ! )
امروز که روز انتخابات میاندوره ای امریکاست آمار نشان میدهد آقای تام استایر تا حالا از دیگر رقیبان خود عقب افتاده و به احتمال زیاد آرزوی فرمانداری کالیفرنیا را با خود به گور خواهد برد
سئوالم این است:
مگر حقوق سالانه فرماندار کالیفرنیا چقدر است که آدمیزادی پیدا میشود دویست میلیون دلار بابت مبارزات انتخاباتی خرج میکند ؟
تا آنجا که ما کند و کاو کرده ایم حقوق سالانه آقای ترامپ ولی فقیه کره زمین چهارصد هزار دلار و حقوق سالانه فرماندار کل کالیفرنیا ۲۴۶ هزار دلار است
بقول خود امریکایی ها:
We are in the wrong business!