دنبال کننده ها

۱۵ شهریور ۱۴۰۵

گفتگو با تاریخ

تاریخ ، یک جستجو است، از دیروز تا فردا
تاریخ علم شناخت گذشتهٔ انسان با هدف فهم چگونگی و چرایی تغییرات جوامع در طول زمان است.
تاریخ صرفاً روایت وقایع گذشته نیست؛ بلکه کوشش برای تحلیل، تفسیر و فهم رابطهٔ میان رویداد هاست
تاریخ ، گفت‌وگوی امروزِ ما با گذشته است؛ تلاشی است برای فهم بهتر انسان،برای درک بیشتر قدرت، برای فهم جامعه و تغییرات جهان در گذر زمان
ما ملتی هستیم که متاسفانه از تاریخ خودمان چندان چیزی نمیدانیم
بزرگانی را که خشت خشت بنایی بنام« ایران» را پی افکنده اند نمی شناسیم ، تنها نامی از آنها شنیده ایم و نمیدانیم چه کرده اند و چگونه این بنای رفیع موسوم به « ایران » را ساخته اند
ما در این مملکت بزرگمهر حکیم داشته ایم
خواجه نظام الملک طوسی داشته ایم -که مدارس نظامیه را در سراسر قلمروی اسلامی آنروز از جمله ری و بغداد و نیشابور ساخت که بسیاری از بزرگان و اندیشمندان ایرانی از جمله شیخ اجل سعدی از دانش آموختگان همین نظامیه بوده اند -( که میدانیم سرانجام توسط فداییان اسماعیلی ترور شد )
خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی داشته ایم که در زمان غازان خان یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه‌های جهان بنام « ربع رشیدی » را پی افکند که امروز خرابه های آنرا می‌توان در دامنه کوه سرخاب تبریز دید
دانشگاهی که خوابگاه دانشجویی داشت ، به دانشجویان کمک هزینه تحصیلی میداد و استادانی از سرتاسر گیتی را در استخدام داشت ( او‌را به اتهام اینکه تبار یهودی داشته است بهمراه فرزند پانزده ساله اش سر بریدند و سرهای آنها را با افتخار در بازار تبریز گردانیدند)
خواجه نصیر الدین طوسی داشته ایم ( ریاضی دان و فیلسوف و اختر شناس عصر هلاکوخان مغول که رصد خانه مراغه را ساخت ، جداول نجومی بسیار دقیق از حرکت ستارگان و اجرام آسمانی ساخت ، در کنار رصد خانه مراغه کتابخانه ای ساخت که چهل هزار جلد کتاب داشت ، مثلثات را بعنوان شاخه ای از علم ریاضی مطرح ساخت و عامل اصلی انتقال دانش به آیندگان بود )
، قائممقام فراهانی داشته ایم که در دوران محمد شاه قاجار بسبب تلاش برای رهایی ایران از چنگال روس و انگلیس با توطئه سفیر انگلیس ‌و همکاری درباریانی همچون حاج میرزا آقاسی و‌میرزا ابوالحسن ایلچی بفرمان محمد شاه در باغ نگارستان خفه کردند ،
امیر کبیر داشته ایم - که سنگ بنای دانشگاه تهران یعنی دارالفنون - را پی افکند ( و فرجامش این بود که در حمام فین کاشان رگ هایش را زدند )
میرزا حسن رشدیه داشته ایم که تمامی عمر خود را وقف ایجاد مدارس جدید کرد ‌‌و در این راه چه مصیبت ها که نکشید ، مستشار الدوله داشته ایم که در عصر ناصر الدین شاه پیش نویس نخستین قانون اساسی ایران و کتاب موسوم به یک کلمه را نوشت ( فرجامش این بود که او را سالها به زندان انداختند و همان کتاب یک کلمه را در زندان قزوین آنقدر بر سرش کوبیدند که کور شد ‌‌و در زندان در گذشت )
میرزا حسین خان سپهسالار و حاج سیاح محلاتی و حاج زین العابدین مراغه ای و مرحوم تربیت و محمد علی فروغی و مصدق و زکریای رازی و پور سینا و راوندی و سهروردی و میرزا آقا خان کرمانی و کسروی داشته ایم که تنها نامی از آنان شنیده ایم
ما در میان سیاستمردان ایران اگر خواجه نظام الملک و خواجه رشید الدین فضل الله و خواجه نصیر طوسی و قائممقام و امیر کبیر و مصدق داشته ایم ، اگر سپهسالار ‌و محمد علی فروغی و مستوفی الممالک و مشیر الدوله داشته ایم ، بد سگالانی همچون حاج میرزا آقاسی و میرزا آقاخان نوری و وثوق الدوله و شیخ فضل الله نوری و عین الدوله و صدر الاشراف و سید ضیا طباطبایی و یعقوب انوار و شریف امامی و فضل الله زاهدی و کاشانی و امثال آنها هم داشته ایم که یا جیره خوار بیگانه بوده اند یا نانخور سفره استبداد و یا فرومایگان درگاه قدرت
اگر چه بقول احمد شاملو در هیچ بیتی از حماسه تاریخ « بودن » بار « آسودن» نداشته است اما من معتقدم شناخت تاریخ دویست ساله اخیر ایران بما یاری میدهد در یابیم چرا در چنین جغرافیای زوال گرفتاریم و چرا و چگونه به منجلاب خونین بویناکی بنام حکومت اسلامی در غلتیده ایم و راه برون رفت از این گرداب چیست .
See less
See insights and ads
11
3
2

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر