من از مناسبات ریاکارانه و ناسالم جامعه برون مرزی ایران می ترسم
از اینکه می بینم کسانی از نزدیکان و رفیقانم به هیولا تبدیل شده اند رعشه بر جانم می افتد
لبخندها گاهی از دل برنمیآیند بلکه از پشت نقاب مصلحت و منفعت بیرون میآیند.
حسادت، در بسیاری از روابط، از همدلی پیشی گرفته و
شایعه و تهمت و تخریب شخصیت، گاهی از حقیقت سریعتر سفر میکنند
بعضیها تصور میکنند با عبور از مرزهای ایران، از گذشته نیز عبور کردهاند؛ اما حقیقت این است که انسان، پیش از آنکه کشورش را ترک کند، باید زندان ذهن خود را ترک کند.
بخشی از جامعه ایرانی برونمرزی، بهجای آنکه نمادی از مدارا و تعامل و خردورزی و احترام به حقوق دیگران باشد، به میدان رقابت های حقیرانه و خودخواهی های رذیلانه و حسادت و تحقیر و دشنام تبدیل شده است
هیولا، موجودی افسانهای نیست؛ هیولا همان انسانی است که اخلاق را قربانی قدرت، شهرت، کینه، حسادت یا خودبزرگبینی میکند. مهاجرت این هیولا را نمیآفریند؛ بلکه نقابش را کنار میزند.
تا زمانی که صداقت جای تظاهر، مدارا جای نفرت و گفتوگو جای حذف را نگیرد، فاصله هزاران کیلومتری از ایران نیز ما را به جامعهای سالمتر تبدیل نخواهد کرد. آزادی، پیش از آنکه حاصل یک موقعیت جغرافیایی باشد، یک منش انسانی است
من از هیولا می ترسم و از دوستانی که به هیولا بدل شده اند میهراسم
The political and social atmosphere within the Iranian diaspora is, in my view, deeply toxic and lacking in humanity.
I am genuinely afraid of getting too close to such an environment. That is why I avoid participating in Iranian platforms and communities.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر