یاد داشت های حسن رجب نژاد - کالیفرنیا
دنبال کننده ها
۱۷ مهر ۱۴۰۰
مادر بزرگ
.... مادر بزرگ انگلیسی ام در بستر مرگ ما را به بالین خود خواند و گفت :
« هیچ چیز مهمی در کار نیست . من جز پیر زنی که آهسته آهسته میمیرد نیستم . دلیلی برای نگرانی هیچیک از اهالی خانه وجود ندارد .
من از همه شما معذرت میخواهم...»
« خورخه لوییس بورخس»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
گويا فضا نوردان بر ماه ريده بودند ...!!!
دوازده سال از خاموشی دوست شاعرم - ابوالحسن ملک - گذشته است . با ياد اين طنز پرداز ميهن مان ؛ يکی از سروده هايش را برای تان نقل می کنم . : تص...
(بیعنوان)
پس از بمباران مجلس شورای ملی توسط محمد علیشاه قاجارو تبعید و کشتار بسیاری از آزادیخواهان ؛ میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی نامه ای به مرحوم عل...
کشفیات امروز
آقا! ما امروز زیر آفتاب بهاری نشسته بودیم نرمک نرمک چرت میزدیم به کشفیات تازه ای نائل آمدیم: اول اینکه اگر آدم بخواهد یکهفته دو هفته به سخن...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر