دنبال کننده ها

۲۶ تیر ۱۴۰۵

آفتابه یادتان نرود

میگوید : پس از سالها بالاخره نا پرهیزی کردم دل به دریا زدم در این نیرنگستان آریایی اسلامی رفتم کنسرت .
رفتم کنسرت خواننده ای که گویا قبلا قاری قرآن بوده حالا توی این بلبشو بازارخواننده پاپ شده و بقول حضرت سعدی« جامه زهد بر گرفته و سجاده به خمار برده است !»
یک عالمه قاپوچی باشی و قلق چی و سالدات و سر عسکر و عالیجاه و ایلچی و زنبورک چی و عجوزک و نوکرک و ارباب نام و ننگ دولت ابد مدت هم آمده بودند
وسط های کنسرت ، آقای خواننده میکروفن را رها کرد و رفت ، ما که از روی لاعلاجی به خر میگوییم خانباجی به خودمان گفتیم : هنوز اول عشق است اضطراب مکن ! لابد رفته است آب بخورد کش بیاید !( گویا نگران شده بود نکند نمازش قضا بشود ! )
خلایق که هاج و واج مانده بودند به مصداق «احمدک خیلی خوشگل بود آبله هم در آورد » بیست دقیقه ای بلاتکلیف نشستند و غر زدند تا اینکه سر وکله جناب هنرمند پیدا شد و رو به تماشاگران محترم فرمود و گفت :طاعات و عبادات تان قبول درگاه حق!
مردم هم زمزمه سر دادند که : مرده شور ترا ببرد با آن طاعات و عبادات ات !
باری ! حالا که الحمدالله کنسرت های ما هم اسلامی شده است توصیه گیله مردانه ما به تمامی مزقونچی ها و کنسرت رو ها این است که اگراز این ببعد میخواهند به کنسرتی بروند اول وضو بگیرند، منباب احتیاط یک فقره سجاده و جا نماز هم همراه شان داشته باشند مبادا نمازشان خدای ناکرده قضا بشود .
البته انشا الله تعالی آفتابه هم یادشان نمیرود !
No photo description available.
See insights and ads
25
5
1

از تبار ابلیس

همسایه ام از من می پرسد : ایرانی ها چه نوع لباسی می پوشند ؟
میگویم : همین لباسی که من و شما می پوشیم
میگوید : یعنی عبا عمامه ندارند ؟
میگویم: نه! چرا چنین سئوالی می پرسی؟
میگوید : آخر هر وقت در تلویزیون تصویری از مقامات ایرانی می بینم همه شان عبا عمامه و ریش دارند ! مگر توی مملکت شما داشتن ریش اجباری است ؟
میگویم : آنها از تبار ابلیس هستند
———
آقا! هیچ دقت کردید؟ هیچ در قیافه این وزیران و وکیلان اسلامی دقت کردید ؟
هیچکدام شان قیافه هایشان شبیه آدمیزاد نیست
همه شان انگار تازگی ها از گور برخاسته اند : خاک آلود و متعفن.
شبیه نیمرخ گوز فیثاغورس هستند
فردوسی به اینها میگفت : مار خوار اهرمن چهرگان!
ازين مارخوار اهرمن چهرگان
ز دانايي و شرم بي بهرگان
نه گنج و نه نام و نه تخت و نژاد
همي داد خواهند گيتي بباد
بسي گنج و گوهر پراگنده شد
بسي سر به خاک اندر آگنده شد
ازين زاغ ساران بي آب و رنگ
نه هوش و نه دانش نه نام و نه ننگ
پراگنده گردد بدي در جهان
گزند آشکارا و خوبي نهان
باید شعر فردوسی را برای همسایه امریکایی ام ترجمه کنم بخوانم
No photo description available.
See insights and ads
18
2
3