از دوران کودکی مان بما گفته بودند انوشیروان عادل زنجیری جلوی کاخ شاهی اش آویخته بود تا دادخواهان با تکان دادن آن شاه را از ظلمی که بر آنان رفته بود با خبر کنند ! اما هرگز بما نگفته بودند بدستور همین انوشیروان عادل! هفتاد هزار مزدکی را در یک روز کشته اند . ( نگاه کنید به سیاست نامه خواجه نظامالملک توسی )
از سوی دیگر در هیچیک از متون تاریخی ایران هیچکس از عدل رضا شاهی سخنی به میان نیاورده است !
مرحوم مخبر السلطنه هدایت نخست وزیر رضا شاه در کتاب « خاطرات و خطرات » می نویسد :
یک آقای یهودی سیصد تومان گم کرده بود . یک آقای مسلمان پول را پیدا کرد و آنرا به شهربانی داد .
آقای یهودی برای آنکه انعامی به آقای یابنده ندهد گفت پول من پانصد تومان بود !
کشمکش و قال و مقال برخاست ، ماجرا به گوش رضا شاه رسید ، رضا شاه طرفین را به حضور خواست . از مرد یهودی پرسید : چه گم کرده ای؟
گفت : پانصد تومان !
به مرد مسلمان گفت : تو چه پیدا کرده ای؟
گفت : سیصد تومان !
فرمودند : این سیصد تومان مال تو، پانصد تومان مرد یهودی هم هر وقت پیدا شد برود بگیرد !
نقل از کتاب « خاطرات و خطرات » - مخبر السلطنه هدایت- ص۴۱۵

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر