رفته بودیم مهمانی، یک آقای سی چهل ساله ای آمده بود کنار دست مان نشسته بود به حرف های مان گوش میداد.
ما و رفیقان مان طبق معمول در باره ری و روم و بغداد مذاکره و مناظره و مباحثه و مشاجره میکردیم و شکر خدا همه معضلات و مشکلات جهان را هم در همان یکی دو ساعتی که با هم بودیم با کدخدا منشی و من بمیرم تو بمیری حل کردیم !
داشتیم میرفتیم شام بخوریم
که این آقای محترم به سخن در آمد که : من از سیاهان بدم میآید!
پرسیدیم : چه فرمودید ؟
فرمودند :
من از مکزیکی ها و هندی ها
و چینی ها و سیاهان بدم میآید ! اگر اینها نبودند امریکا بهترین کشور دنیا بود !
رفیق مان در آمد که : قربان ! شما چند وقت است امریکا تشریف دارید؟
گفت. حدود یکسال و نیم
پرسید : پناهنده هستید؟
گفت : بلی
رفیقم گفت : در تایید فرمایشات شما ! باید به عرض تان برسانم این کالیفرنیا همه اش متعلق به مکزیکی ها بود ، ما به زور اسلحه از آنها گرفته ایم
ایالت تکزاس در سال ۱۸۳۶ بعنوان یک جمهوری مستقل از مکزیک جدا شد و در سال ۱۸۴۵ به امریکا پیوست
ایالت های نوادا ، آریزونا و نیومکزیکو متعلق به مکزیک بودند که پس از جنگ امریکا و مکزیک به اشغال امریکا در آمدند
بخش بزرگی از کلرادو و وایومینگ به مکزیک تعلق داشت
هاوایی هم که خودش کشور مستقلی بود و شاه و ملکه و اعلیحضرت و علیاحضرت و والاگهر داشت در سال ۱۸۹۸ به زور اسلحه به امریکا پیوست آنوقت شما که هنوز پیازتان توی این کشورکونه نکرده از مکزیکی ها و چینی ها و هندی ها و سیاهان بدتان میآید ؟ بابا ایوالله !
همین سیاهان را می بینی؟ همین سیاهان بودند که امریکا را امریکا کردند
همین چینی ها را می بینی ؟ همین چینی ها جان کندند راه آهن سرتاسری امریکا را ساختند
همین هندی ها را می بینی؟ همین هندی ها هستند که امروز نبض تکنولوژی امریکا دست آنهاست
همین مکزیکی ها را می بینی؟ اگر مکزیکی ها نباشند حضرتعالی باید باید برای یک عدد کاهو پانزده بیست دلار بسلفی آنوقت شما که هنوز دوسال نیست امریکا آمده ای از همه اینها بیزاری ؟ چرا نمیروید کاخ سفید مشاور آقای ترامپ بشوید؟ باز خدا را شکر مملکت خودتان را چاه مستراح(shithole) نمیدانید شاید هم میدانید هنوز فرصت نکرده اید بر زبان بیاورید ؟
آقا! شام مان کوفت مان شد !

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر