دوستان من !
انگار حرف هایتان شنود میشود
از شادی نگویید
از آرامش نگویید
سرنوشت تان را
باد بر شن های کویر می نویسد
که سرگردانی تان پایانی ندارد
آیا جهنم نام دیگر این جهان نیست؟
و زندان ، نام دیگر قلب من ؟
بچه های عزیز !
چشم های بی پناه شما کافیست که گلوله ها
گریان به کارخانه های خود برگردند
و سربازخانه ها
بدل به مغازه های اسباب بازی شوند
قلب نازک تان ، دریاچه اشک است
و یگانه پناه شما
پیراهن مادران شما
دوستان من !
ببخشید ما را
ما تبعیدی خویشیم
و در تن خود غریبیم
« شمس لنگرودی»
طرح از : اردشیر محصص

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر