دنبال کننده ها

۸ تیر ۱۴۰۵

مردان خدا

نیمه شب از خواب بیدار شدم دیدم تلویزیون همچنان روشن است
چند ثانیه ای طول کشید تا در آن عوالم خواب و بیداری خودم را پیدا کنم
نگاهی به تلویزیون انداختم دیدم یکی از آن کشیش های حقه باز بچه باز چاچول باز پشت هم انداز دروغساز دارد موعظه میکند، آنهم چه مواعظی! دو سه هزار نفر از این ببوهای امریکایی هم در استادیومی نشسته اند به حرف های این کشیش نابکار گوش میدهند
هر چه گشتم نتوانستم رموت کنترل تلویزیون را پیدا کنم، زیر بالش ها را نگاه کردم ، ملافه ها را زیر و رو کردم ، تشک را تکان دادم ، نگاهی به زیر تختخواب انداختم اما این رموت کنترل پدرسگ دود شده بود رفته بود هوا ! خواستم تلویزیون را خاموش کنم می بینم هیچ دکمه ای ، علائمی ، نشانه ای ، چیزی که نشان بدهد چگونه می شود تلویزیون را خاموش کرد ندارد ( شاید هم داشته است من با این چشمان مافنگی ام نمیتوانستم پیدایش کنم .)
چهل و چند سال پیش زمانی که ایران بودم یک شب آمدم خانه دیدم تلویزیون خانه مان روشن است یک ملای عمامه سه منی بنام محمدی گیلانی دارد در باره همخوابگی با عمه جان و خاله جان و فیل و اسب و خر و گاو و مادیان توضیحات علمی- شرعی- اسلامی میدهد!
یام میآید یک چکمه چرمی زمستانی گردن کلفت به پا داشتم ، چنان لگدی به صفحه تلویزیون کوبیدم که از گوشه و‌کنارش دود بلند شد
از آن زمان تا زمانی که از ایران خارج شدم نه تلویزیون داشتیم نه اگر خانه کسی مهمانی میرفتیم آنها اجازه داشتند تلویزیون روشن کنند
حالا هم که نیمی از عمرمان در ینگه دنیا در قلب معرکه زندگی گذشته هر وقت تلویزیون را روشن میکنم می بینم یکی از این کشیش های هفت خط گاله اش را باز کرده سرگرم پند و اندرزهای حکیمانه است میگویم چه میگوید این مدیحه گوی تباهی؟ تو کار زمین را نکو ساختی که بر آسمان نیز پرداختی؟
بقول داش مشدی های قدیم : بخواب داداش ، لاحاف سرد شد !
چو طفلان تا کی ای زاهد ، فریبی
به سیب بوستان و جوی شیرم ؟
یا وقتی می بینم این قهرمان بلاهت و دروغ دوباره سر و کله اش پیدا شده عرصه ای فراخ یافته ، همراه ایشک آغاسی و بیگلر بیگی و تفنگچی باشی و چالانچی و قاپوچی باشی و کوتوال سرگرم فحش و فضیحت به آدم ها و ملت های دیگر است و کشور ما را « چاه مستراح» میداند اگر زورم برسد میزنم صفحه تلویزیون را درب ‌و داغان میکنم اگر هم زورم نرسد میروم می نشینم توی کتابخانه ام با کتاب هایم درد دل میکنم غصه میخورم .
حریفی میکنم با هفت دریا
ولیکن زور یک شبنم ندارم
May be an image of television
See insights and ads
31
5
2

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر