یاد داشت های حسن رجب نژاد - کالیفرنیا
دنبال کننده ها
۱۷ خرداد ۱۴۰۰
ته دیگ
می پرسد : کجایی هستی ؟
میگویم : ایران
لب هایش را می لیسد و میگوید : اوم … اوم ….ته دیگ
میخندم و میگویم : واژه دیگری بلد نیستی؟
میگوید : چرا ! فی سین جون (فسنجان)
من البته نه فسنجان دوست دارم نه قیمه پلو نه قورمه سبزی و نه فی سین جون
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
گويا فضا نوردان بر ماه ريده بودند ...!!!
دوازده سال از خاموشی دوست شاعرم - ابوالحسن ملک - گذشته است . با ياد اين طنز پرداز ميهن مان ؛ يکی از سروده هايش را برای تان نقل می کنم . : تص...
ساحل لختی ها
چهل سال پیش بود . تازه آمده بودیم امریکا یک روز پاشدیم دست زن و بچه مان را گرفتیم رفتیم کنار دریا . جایی را نمی شناختیم . شنیده بودیم سانفرا...
کوفیان کفش مرا دزدیدند !
آن قدیم ندیم ها ؛ در دوره آن خدا بیامرز _ یعنی زمانی که همین آ سید علی گدای روضه خوان دو زار میگرفت و بالای منبر سر امام حسین را می برید و...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر