یاد داشت های حسن رجب نژاد - کالیفرنیا
دنبال کننده ها
۱۲ دی ۱۳۸۹
ناکسان کفش مرا دزدیدند ......بعد از این گیوه به پا خواهم کرد
کچلا جمع بشین تا برویم پیش خدا یا به ما زلف بده یا بزنه گردن ما !!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
گويا فضا نوردان بر ماه ريده بودند ...!!!
دوازده سال از خاموشی دوست شاعرم - ابوالحسن ملک - گذشته است . با ياد اين طنز پرداز ميهن مان ؛ يکی از سروده هايش را برای تان نقل می کنم . : تص...
ساحل لختی ها
چهل سال پیش بود . تازه آمده بودیم امریکا یک روز پاشدیم دست زن و بچه مان را گرفتیم رفتیم کنار دریا . جایی را نمی شناختیم . شنیده بودیم سانفرا...
کوفیان کفش مرا دزدیدند !
آن قدیم ندیم ها ؛ در دوره آن خدا بیامرز _ یعنی زمانی که همین آ سید علی گدای روضه خوان دو زار میگرفت و بالای منبر سر امام حسین را می برید و...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر