جستجوی این وبلاگ

۲۳ فروردین ۱۴۰۰

خدای مادرم

مادرم نماز نمی خواند . روزه هم نمی گرفت .به زیارت و دخیل بستن هم اعتقادی نداشت. برای غریبی امام رضا و بیماری لا علاج زین العابدین بیمار هم گریه نمی کرد.
مادرم از هیچ دانشگاهی فارغ التحصیل نشده بود. یکی دو صفحه از قرآن رااز حفظ داشت که آنرا در زمان کودکی درکله اش فرو کرده بودند
اما خدای مادرم خدای دیگری بود . خدای مادرم قاصم الجبارین نبود . مکار نبود .
خدای مادرم حبیب بود و محبوب بود
محمود بود و مونس بود
رحیم بود و رحمان بود
رزاق بود و ستارالعیوب بود
ارحم الراحمین بود و عادل بود
طبیب بود و بر آورنده حاجات بود
خدای مادرم چقدر شبیه مادرم بود. انگار خود خود مادرم بود
چه کسی آن خدای مادرم را از ما گرفته است ؟
چه کسی از قاسم النعمات مادرم ؛ قاصم الجبارین ساخته است ؟
آه.... چه میگویم ؟
بقول شمس : هر چه می بینم جز عجز خود نمی بینم

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر