۱۵ شهریور ۱۳۹۶

عطسه کنین مسلمونا ....


عطسه کنین مسلمونا .....
توی محل کارم عطسه مان گرفت . یکی از همکاران مان از آنسوی فروشگاه با صدای بلند گفت : گاد بلاس یو! God Bless You
چند لحظه بعد دوباره عطسه کردیم . با ز صدایش را شنیدیم که میگفت : گاد بلاس یو
نمیدانم چه مرگمان شده بود که همینطور مثل ماشین دودی خط شاه عبدالعظیم دم به دم عطسه میکردیم . لابد به پولی ، پریرویی ، چیزی حساسیت پیدا کرده بودیم !
از ترس اینکه نکند این همکار مان با هر عطسه ای یک گاد بلاس یو به ناف مان ببندد پارچه ای بر داشتیم و جلوی دهان مان گرفتیم تا آن طوفان بلا را از سر بگذرانیم .
شب که آمدیم خانه با خومان گفتیم عجیب است ها ! ما ایرانی ها هم چنین رسم و رسومی هم داریم ها ! تا یکی عطسه ای میزند ما پشت بندش میگوییم : عافیت باشد ! خیر باشد انشاالله !
همینطور که داشتیم با خودمان کلنجار میرفتیم یاد مان آمد که یکی دو سال پیش در یک کتابی ، جایی ، چیز هایی در این باب خوانده بودیم . رفتیم یاد داشت هایمان را ورق زدیم و دیدیم ای دل غافل !همین عطسه بی قابلیت ممکن است هزار درد و بلا را از آدم دور بکند و حتی دروازه های خلد برین را هم برویش بگشاید . میفرمایید چطور ؟ حالا خدمت تان عرض میکنیم :
در کتاب مستطاب " مجمع المعارف و مخزن العوارف " که در قرن سیزدهم هجری قمری اندر احوال روز قیامت و عقبات و مواقف پنجگانه آن نوشته شده است در باب خواص عطسه چنین آمده است :
" در آداب عطسه و آروغ و آب دهان انداختن ؛ از حضرت صادق عليه السلام منقول است که : مسلمان را بر برادرش حق لازم هست و چون او را ملاقات کند بر او سلام کند و چون بيمار شود او را عيادت کند . و چون عطسه کند او را دعا کند و بايد آنکه عطسه ميکند ؛ بگويد الحمد الله رب العالمين و لا شريک له .....
و از حضرت رسول صلی الله عليه و آله ؛ منقول است چون کسی عطسه کند او را دعا کنيد اگر چه دريا در ميان فاصله باشد !! ( آخر پدر آمرزيده ! آنکس که ّبين من و او يک دريا فاصله است من چگونه صدای عطسه اش را بشنوم و دعايش کنم .؟)
و در حديث صحيح از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است که : دهن دره از شيطان است و عطسه از جانب خداوند عالميان است .
و در حديث ديگر منقول است که حق تعالی را ؛ نعمت های بسيار بر بنده هست در هنگام صحت بدن و سلامتی اعضا ء و جوارح . و بنده فراموش ميکند که خدا را بر آن نعمت ها شکر کند . پس به اين سبب خدا امر ميفرمايد بادی را که در بدنش جولان ميکند از بينی اش بيرون آيد . پس از اين جهت مقرر کرده اند که در اين حال خدا را حمد کند . که اين حمد تلافی شکر آن نعمت ها باشد .
و از حضرت امير المومنين عليه السلام منقول است که : هر که بعد از عطسه بگويد الحمد الله رب العالمين علی کل حال ؛ درد گوش و درد دندان نيابد !! و از حضرت صادق عليه السلام منقول است هر که عطسه کسی را بشنود و حمد خدا کند و صلوات بر محمد و اهل بيت اش بفرستد درد چشم و درد دندان به او نرسد .
حضرت صادق عليه السلام در حديث ديگر فرمود : هر که عطسه کند و دست را بر روی بينی بگذارد و بگويد الحمد الله رب العالمين ؛ از سوراخ بينی او مرغی بيرون آيد از ملخ کوچکتر و از مگس بزرگتر ! تا برود بزير عرش ؛ استغفار کند برای او تا روز قيامت !!
و در حديث ديگر فرمود : کسيکه عطسه کند تا هفت روز از مردن ايمن است !!
و اما در آداب آروغ زدن آمده است که : از حضرت رسول صلی الله عليه و آله ؛ منقول است که : کسی که آروغ زند ؛ سر بجانب آسمان بلند نکند . و فرمود : آروغ نعمت خداست !!
در آداب تف انداختن هم در اين کتاب مستطاب مطالب شگفت انگيزی آمده است که چون ما حال اخ و تف ائمه اطهار را نداريم از خيرش ميگذريم .
-----------
مجمع المعارف و مخزن العوارف - محمد شفیع بن محمد صالح - در باب احوال روز قیامت و احتجاجات کلام شیعه امامیه . نوشته شده در قرن سیزدهم هجری قمری - نسخه خطی - کتابخانه مجلس شورای ملی

۱۴ شهریور ۱۳۹۶


عریضه برای قبله عالم ...!
در زمان شاه شهید ناصرالدین شاه قاجار ، حاکم فارس عریضه ای داشت که میبایست بیست و چهار ساعته بدست قبله عالم در پایتخت میرسید .
جارچی ها در گوشه و کنار شهر جار کشیدند کسی که بتواند از عهده چنین کاری بر آید انعام کلانی دریافت خواهد کرد .داوطلبان به دار الحکومه هجوم آوردند . در این میان پیر مردی با الاغش از راه رسید . صف جمعیت را شکافت . سراسیمه به حضور حاکم بار یافت و نفس نفس زنان گفت : قربان ! من آمده ام به عرض مبارک تان برسانم که چنین کاری از من و الاغم ساخته نیست !
دیروز پریروزها جایی خواندیم که خانم وندی شرمن گفته است اعضای هییت نمایندگی ایران در مذاکرات هسته ای اندازه یک کودک دبستانی سواد انگلیسی نداشتند و معنای کلمه Lift را نمیدانستند
ما وقتی این خبر را خواندیم گفتیم یعنی نمیشد آقایان پیش از آنکه کفش و کلاه بکنند و راهی فرنگستان بشوند ریش مبارک شان را گلاب میزدند و میرفتند دست بوس آقای عظما ومیگفتند : اعلیحضرتا ! چنین کاری از عهده ما و الاغان دیگر بر نمیآید ؟

۱۳ شهریور ۱۳۹۶

آقای زردک ....

اسمش را گذاشته بودیم آقای زردک . صورتش عینهو زرد چوبه بود . انگاری خون در رگ هایش نیست . ته ریشی هم داشت . ته ریش که نه ، چهارتا و نصفی نخ زرد رنگ که روی صورت استخوانی اش ماسیده بود .
یکی دو سالی از ما کوچکتر بود . با یک دوچرخه قراضه میآمد مدرسه . مدرسه ایرانشهر لاهیجان . نه هرگز با کسی حرف و سخنی میگفت نه بازی میکرد . لباسش به تنش زار میزد . گشاد بود لباس بر تنش . اسم کوچکش یادم نمانده است ، اما نام فامیلی اش کریمی بود .
بابایش نزدیکی های مسجد چهارپادشاهان دکانک دخمه مانندی داشت که شنبلیله و گل گاوزبان و عرق کوت کوتو و سنبل طیب و گیاهان دارویی میفروخت .
درون دکانک آنقدر تاریک بود که هرگز ندانستیم آنکه پای پاچال ایستاده است چه شکل و شمایلی دارد . بنظرمان پیرمردی قوزی میامد .
آقای زردک یکی دو سالی به مدرسه مان میآمد . دو چرخه اش را به دیوار مدرسه تکیه میداد و میرفت سر کلاس .  من و پسر عموی شیطانم گهگاه میرفتیم باد لاستیک دوچرخه اش را خالی میکردیم . گاهی هم پنچرش میکردیم . از او بد جوری بدمان میآمد . نمیدانم چرا ؟

سالها گذشت . شاه شاهانی فرو افتاد و هیولای سپید موی دلسیاه آدمخواری بنام امام  بر اریکه قدرت نشست .
دو سه سالی در خون و جنگ و هراس و نکبت و التهاب و اضطراب گذشت .
روزی از شیراز به لاهیجان رفته بودم . دیدم بسیار پدران و مادران که سیاه پوش و عزا دارند .دیدم  چه سروهای بلندی بر خاک افتاده اند . و دیدم چه هراسی در فضا موج میزند .
پرسیدم اینان را چه کسی کشته است ؟
گفتند : کریمی
- کدام کریمی ؟
- همان زردک زردنبو !

همان زردک زردنبو اکنون بر کرسی دادستان انقلاب نشسته بود و بامداد و شامگاه فرمان قتل و اعدام صادر میکرد . صدها تن از بهترین ها را کشته بود و صدها تن نیز پای دیوار تیر باران  مرگ خود را چشم براه بودند . و مادران و مادران و مادران داغدار . و خواهران و خواهران در بند . و پدران و پدران شکسته قامت .  و سکوت و بغض و بغض و درد. و درد و درد و درد . و اشک خموشانه
پسر عمویم با اشک و حسرت و حیرت میگفت : پسر عمو جان !نکند دارد انتقام همان پنچری دوچرخه اش را از برادران و فرزندان و خواهران مان میگیرد ؟ نکند من و تو در ساختن و پرداختن چنین هیولایی مقصریم ؟
نمیدانم . نمیدانم . و همین ندانستن ها رنجم میدهد .  امروز وقتی تصاویرجگر سوزی از آدمسوزی ها و آدمکشی های  برمه را دیدم  به غزالی حق دادم که میگفت : خونخوار تر از نوع بشر جانوری نیست .