۴ اردیبهشت ۱۳۹۲

شاهکار خلاصه نویسی .....

برخی از نویسندگان ما ؛ پر گو و بیهوده گو هستند . آنچنان پرگویی و دراز نویسی و بیهوده گویی میکنند که آدمیزاد عطای کتاب شان را به لقای شان می بخشد .
اینها عینهو مرحوم مبرور میرزا مهدی خان استرابادی - منشی نادرشاه و نویسنده کتا ب "  - دره نادری " را میمانند که اگر چه خودش شاهد عینی  بسیاری از رویدا دهای وحشتبار زمان حکومت نادر شاه بوده است ؛ اما در این کتاب هفتصد صفحه ای بجای بیان حقایق تاریخی و بر شمردن علل عصیان مردم ؛ با الفاظی پر طمطراق به مدیحه سرایی و چاپلوسی پرداخته بطوری که باید بکمک رمل و اسطرلاب و لغتنامه های ترکی و عربی و فارسی کتابش را خواند و فهمید که مثلا چرا اسب حضرت نادر شاه  - یعنی پادشاهی که یکی از هنرهایش کندن چشم بینوایان و ساختن کله منار بوده است - در فلان روز و فلان ساعت  سکندری رفته است .
اما ؛ نغز گویی  و گزیده گویی را می توان از مرحوم قائممقام فراهانی آموخت . به این دو سه سطری که قائممقام نوشته است توجه بفرمایید تا ببینید خلاصه نویسی و مرصع نویسی چیست .
مرحوم قائممقام در یک نامه دو خطی به انبار دار ؛ برای زن نیازمندی مقداری گندم حواله کرده است  . در این دو سطر ؛ هم هنر نویسندگی خود را تمام و کمال نشان داده و هم نام همه حبوبات را هنرمندانه بکار برده است .
نامه این است :

"....انبار پناها ! ارزنی آمد مرجمک نام ؛ نخودش آمد ؛ ماش فرستادیم ؛ برنج اش میاور ؛ گندمش ده ؛ که جو جو بکار است ...."
یعنی اینکه : آقای انبار دار ! اگر زنی بنام مرجمک آمد ( مرجمک در ترکی بمعنای عدس است ) خود سرانه نیامده ؛ ما او را فرستادیم ؛ آزارش نده ؛ گندمش ده ....."

به این میگویند هنر نویسندگی