۱۷ بهمن ۱۳۸۸

آقای دختور باد هوا .....!!!!



**رفیق مان جعفر آقا ؛ دکتر شده است !
نه اینکه خیال کنید دکتر چشم ؛ گوش ؛ حلق و بینی ؛ معده ؛ لوزالمعده ؛ یا مغز و اعصاب . نه !
رفیق مان شده است دکتر باد هوا !!

لابد می پرسید دکتر باد هوا دیگر چه صیغه ای است ؟ یه کمی دندان روی جگر بگذارید تا خدمت تان عرض کنم .


یادش بخیر . ما توی دوره دانشگاه مان یک استادی داشتیم بنام استاد دکتر محمد جعفر محجوب . مرد وارسته خوش سخن رند دنیا دیده ای بود . در باره سخندانی و سواد و دانش و مردمداری اش هر چه بگویم کم گفته ام . از آنها بود که شاید صد ها سال طول بکشد تا کسی بتواند جای او را بگیرد . بقول معروف : کس لذت این باده چه داند که نخورده ست ..

یک شب در سانفرانسیسکو یک مجلس مهمانی بود . استاد محجوب هم آمده بود . ما هم رفته بودیم بلکه از محضر آن بزرگوار کسب فیض بکنیم . گوشه ای توی باغ ایستاده بودیم و گل میگفتیم و گل می شنفتیم که خانمی خودش را به جمع ما رساند و پس از چاق سلامتی های متداوله رو به استاد کرد و گفت : ببخشید ! شما در چه رشته ای دکتر هستید ؟
استاد محجوب هم خنده ای کرد و گفت : در رشته خوش سخنی ...

حالا چند سالی است که استاد محجوب عزیزمان زیر خاک خفته است و جایش در میان ما شاگردانش خالی است . ولی در عوض رفیق مان جعفر آقا ؛ عینهو پشکل ؛ خودش را قاطی مویز کرده است و شده است دکتر !! هر چند بقول قدیمی ها سگ اگر چاق هم بشود قورمه اش نمی کنند .

رفیق مان جعفر آقا ؛ سواد درست حسابی ندارد . یعنی فی الواقع چیزی بارش نیست . گهگاه چهار صفحه از این کتاب و چهار صفحه ای هم از آن کتاب را رونویسی میکند و یک مشت پرت و پلا هم از انبان ابو هریره اش در میآورد و میدهد اینجا و آنجا بنام خودش چاپش میکنند . اسم خودش را هم گذاشته است دختور فلان !!

قدیم ندیم ها ؛ آنکه میخواست لیسانسی ؛ فوق لیسانسی ؛ دکترایی ؛ چیزی بگیرد ؛ اولا باید یک عالمه دود چراغ بخورد و کل جوانی اش را هدر بدهد .
دوم اینکه گذشتن از هفت خوان دانشگاهها دست کمی از هفت خوان رستم نداشت ( بخصوص برای دوره دکترایش ) .
سوم اینکه مثل امروز نبود که هر ماچه الاغی تنها به صرف اینکه یکی دو بار گذرش از حاشیه دانشگاه آکسفورد و سوربن و برکلی و هاروارد و همین دانشگاه تهران خودمان افتاده است خودش را " آقای دختور ! " بداند و پای هر جفنگ و پرت و پلایی که می نویسد امضای دکتر فلان بن فلان را بگذارد .

آنوقت ها حساب و کتابی در کار بود و مثل امروز نبود که بشود پای کامپیوتر نشست و با سلفیدن یک اسکناس صد دلاری ؛نه بیل زد و نه پایه ؛ یک شبه ؛ از فلان " دانشگاه نیست در جهان " مدرک دکترای قلابی گرفت و بعدش هم باد توی غبغب انداخت و گفت : این منم طاووس علیین شده !!

حالا دیگر دوره زمانه عوض شده .وقتی وزیر کشور مملکت گل و بلبل دکترای تقلبی زیر بغلش میگیرد . وقتی وزیر علوم و آموزش عالی مملکت مان متهم به دزدیدن تحقیقات و پژوهش های علمی دیگران است . وقتی هر پا رو دم ساییده پشکل جمع کنی ؛ با یکی از همین مدارک قلابی وزیر و وکیل و نمیدانم استاندار و دالاندار میشود ؛دیگر از جعفر آقای ما چه انتظاری دارید که خودش را در این بلبشو بازار " آقای دختور " نداند و پای پرت و پلا هایش دکتر فلان بن فلان امضا نگذارد ؟؟!!
بهمین خاطر است که ما اسم جعفر آقای خودمان را گذاشته ایم آقای دختور باد هوا !!

این را هم بگویم و بروم پی کارم :
به لره گفتند : زرد آلو بخور رنگ ات سرخ و سفید بشود .
گفت : زرد آلو با رنگ خودش چه کرده است که با ما بکند ؟؟
حالا حکایت دختور جعفر آقای ماست !

۱۵ بهمن ۱۳۸۸

۲۰۱۰

آگهی مجلس ترحیم جمهوری اسلامی - ۲۲ بهمن ۱۳۸۸

با نهایت شادی و سرور درگذشت به هنگام مرحوم جهنم مکان دوزخ آشیان«جمهوری اسلامی» فرزند ۳۱ ساله امام راحل را که در عنفوان جوانی و با پیکری نیمه جان ریق رحمت را سرکشید به آگاهی عموم هم میهنان می رساند. مجلس ترحیم نامبرده به صرف کیک ، ساندیس و ۸۰ هزار تومان چک درگردش!( لطفا تقاضای وجه نقد نفرمایید!) روز پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۸ در میدان آزادی تهران برگزار می شود. حضور شما باعث تسلی خاطر بازماندگان آن مرحوم خواهد بود. خانواده های عزادار و داغدیده: خامنه ای- رفسنجانی- جنتی ( دایناسور ولایت) - احمد خاتمی ( خوک ولایت) -سرلشگر فیروز آبادی ( گوریل ولایت) -الاحقر علی اکبر ولایتی(وافور ولایت) - برادران لاریجانی (سه کله پوک ولایت)- احمدی نٰژاد(ننگ ولایت)- حداد عادل ( دستمال ابریشمی ولایت) -صادق محصولی(راکفلر ولایت)-رحیم مشایی (مستر بین ولایت) و کلیه پاچه خواران و ساختارنشکن های ولی فقیه سابق !
کلیه هزینه های مربوط به مراسم شب هفتم و چله به دلار آمریکا تبدیل شده و دودستی به حماس و حزب الله تقدیم خواهد شد تا هر شب جمعه فاتحه ای برای این عزیز ازدست رفته ادا نمایند.

نقل از وبلاگ ذره بین